سوالاتی که باعث هدایت جوانان شیعه شد. بخش اول

نوشته شده در ژوئن 27, 2010 به وسیله‌ی aqeedehahlesonnat
(1) شما مي گوييد علّت پنهان شدن امام دوزادهم ‌تان در غار ترس از ستمگران است، پس وقتي اين خطر با به قدرت رسيدن حکومت ‌هاي شيعه مانند عبيديها و بويهيه و صفويها و اينک دولت فعلي ايران رفع شد چرا او ظهور نکرد؟!
و چرا الآن او بيرون نمى آيد در صورتي که حکومت شيعي ايران مي تواند او را حمايت کند؟! و ميليون ها شيعه شب و روز خود را فداي او مى نمايند و منتظر او هستند!!
(2) پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- وقتي از مکه به مدينه هجرت کرد ابوبکر را همراه با خودش برد و او را نجات داد، و از طرفي علي را در معرض خطر و نابودي قرار داد و از او خواست در جايش بخوابد … پس اگر علي امام و وصي و خليفه منصوب از سوي خدا بوده است آيا چنين کسي در معرض مرگ قرار داده مى شود و جان ابوبکر که اگر بميرد براي امامت ضرري نيست نجات داده مى شود ….. و سوال اينجاست که کدام يک سزاوارتر است که خاري به پايش نخورد و در معرض مرگ قرار نگيرد؟
و اگر بگوييد که علي غيب مي دانست، پس خوابيدن او بر بستر پيامبر چه فضيلت و شاهکار مي ‌تواند باشد؟!
(3) علت تقيه فقط ترس است و ترس و هراس بر دو نوع است: اول اينکه انسان از اين بترسد که جانش را از دست بدهد. و دوم اينکه از شکنجه‌ شدن و اذيت و آزار و توهين و ناسزا و هتک حرمت بترسد.
اما در مورد ترس از اينکه جان از دست برود بايد گفت که ائمه به دو دليل چنين هراسي نداشتند. يکي اينکه طبق گفته شما ائمه با اختيار و اجازة خودشان مى ميرند.
و دوم اينکه طبق گفتة شما ائمه آنچه را که مى شود و آنچه را که نمى شود مي دانند، و آنها زمان و چگونگي مرگشان را مي‌ دانند، بنابراين قبل از فرارسيدن زمان مردنشان ترس و هراسي ندارند، از اين رو نيازي ندارند که در دين خود منافقانه رفتار نمايند و مردم مؤمن را فريب دهند.
اما نوع دوم ترس يعني ترس از شکنجه شدن و در معرض توهين و فحش قرار گرفتن چيزي است که بدون ترديد تحمّل چنين چيزي وظيفة علماست، و اهل بيت پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- در تحمّل چنين سختي هايي در راه حمايت و ياري دين جدّشان از ديگران سزاوارترند. پس چرا تقيه مي کردند؟!
(4) از ديدگاه شيعه تعيين امام معصوم به خاطر آن واجب است که ظلم و شرّ از همة جاه ها از بين برود و در همه جا عدالت برقرار شود.
سوال اينجاست که آيا شما مي گوييد که در هر شهر و آبادي که خدا آفريده معصومي بوده است که ظلم را از مردم دور مي کرده است يا نه؟!
اگر بگوييد در هر شهر و آبادي معصومي بوده است.
به شما گفته مى شود: اين گزافه گويي آشکاري است، آيا در شهرهاي کفار و مشرکين و اهل کتاب هم معصومي هست؟ و آيا در شام پيش معاويه -رضي الله عنه- معصومي بوده است؟
و اگر بگوييد: ما مي گوييم معصوم يکي است، اما در ساير شهرها و آبادي ها جانشيناني دارد، به شما گفته مى شود در همه آبادي ها و شهرها نايب دارد يا در بعضي شهرها؟
اگر بگوييد در همه شهرها جانشين و نايب دارد اين گزافه ‌گويي و سخن بي جايى است!
و اگر بگوييد فقط در بعضي جاه ها جانشين دارد. به شما گفته مى شود: همه آبادى ها به صورت يکسان به معصوم نياز دارند پس چرا شما بين آبادي ها فرق مي گذاريد؟!
(5) الکليني در الکافي باب مستقلي به اين عنوان آورده است (زنان از زمين ارث نمي برند)، و در اين مورد از ابي جعفر -عليهما السلام- روايت کرده است که گفت: «النساء لا يرثن من الأرض ولا من العقار شيئاً». «زنان از زمين سهميه ارث ندارند»[1].
و طوسي در تهذيب از مسير نقل کرده که گفت: «سألت أبا عبد الله -عليه السلام- عن النساء ما لهن من الميراث؟ فقال: لهن قيمة الطوب والبناء والخشب والقصب فأما الأرض والعقار فلا ميراث لهن فيهما». «از أبا عبدالله -عليهما السلام- در مورد حق ارث زنان پرسيدم؟ او گفت: قيمت خشت و بنا و چوب و ني به زنان داده مى شود ولي از زمين ارث نمي ‌برند»، و محمد بن مسلم از ابي جعفر –عليه السلام- روايت است که گفت: «النساء لا يرثن من الأرض ولا من العقار شيئاً». «زنان از زمين ارث نمي ‌برند»، و عبدالملک بن اعين از ابو جعفر يا از ابو عبدالله -عليهما السلام- روايت مى كند که گفت: «ليس للنساء من الدور والعقار شيئًا». «زنان از خانه، ملك، و زمين سهميه ارث ندارند»[2] در اين روايت فاطمه يا کسي ديگر استثناء نشده است. پس بنابراين طبق روايات مذهب شيعه فاطمه حق ندارد که خواهان ارث از پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- باشد.
و همچنين همه دارايي هاي پيامبر از آن امام است، محمد بن يحيي از احمد بن محمد و از عمرو بن شمر، از جابر از ابي جعفر -عليهما السلام- روايت مى كند که گفت: پيامبر خدا –صلى الله عليه وآله وسلم- فرمود: «خلق الله آدم وأقطعه الدنيا قطيعة، فما كان لآدم؛ فلرسول الله وما كان لرسول الله فهو للأئمة من آل محمد». «خداوند آدم را آفريد و دنيا را به عنوان ملک به او داد، پس آنچه از آدم –عليه السلام بوده است به پيامبر خدا تعلق دارد و آنچه از آنِ پيامبر خدا است به ائمه ال محمد تعلق دارد»[3].
و طبق عقيده شيعه اولين امام بعد از پيامبر خدا، علي -رضي الله عنه- مي‌ باشد، بنابراين علي به مطالبه زمين فدک مستحق‌تر است نه فاطمه، و علي چنين نکرد، بلکه او گفت: اگر بخواهم راه رسيدن به عسل ناب و گندم و پارچه‌هاي ابريشمي را بلدم، ولي هرگز چنين نيست که هواي نفس من بر من غالب آيد و آز و طمع مرا به انتخاب خوراکي‌ها بکشاند، در حالي که شايد در حجاز و يمامه افرادي هستند که يک تکه نان گيرشان نمى آيد و هرگز سير نشده اند»[4].
(6) ابوبکر با مرتدين جنگيد و گفت: اگر از دادن زانوبند شتري که در زمان پيامبر آن را به ايشان –صلى الله عليه وآله وسلم- مي‌ دادند اباء ورزند، با آنها خواهم جنگيد. و شيعه مي گويند علي از ترس اينکه مردم مرتد مي شوند قرآني را که پيامبر به او املاء کرده بود و او آن را نوشته بود بيرون نياورد!!
در حالي که او خليفه بود و طبق ادعّاي شيعه از سوي خدا کمک مي شده است و داراي صفاتي آن چناني بوده است، اما با وجود اين از ترس اينکه مردم مرتد مي شوند قرآن را بيرون نمي‌آورد و راضي مى شود که مردم در گمراهي بمانند، و ابوبکر، با مرتدان به خاطر يک زانوبند مي جنگد!!
(7) شيعه و اهل سنت همه بر اين اجماع دارند که علي -رضي الله عنه- فرد بسيار شجاع و دليري بوده است که کسي به گرد پاي او نمي‌رسيده است، و او در راه خدا، از ملامت هيچ ملامت‌کننده‌اي نمي‌ترسيد، و از آغاز زندگي‌اش تا وقتي که به دست ابن ملجم کشته شد يک لحظه اين شجاعت از او جدا نگرديد، و شيعه اعلام مى كند که علي جانشين بلافصل پيامبر است.
آيا بعد از وفات پيامبر –صلى الله عليه وآله وسلم- شجاعت علي تمام شد و به خاطر اين با ابوبکر -رضي الله عنه- بيعت کرد؟ و سپس بعد از او با عمر فاروق -رضي الله عنه- بيعت نمود؟!
و سپس بعد از عمر بلافاصله با عثمان بن عفان -رضي الله عنه- بيعت کرد؟!
و آيا نمى توانست که حتي براي يک بار بالاي منبر پيامبر –صلى الله عليه وآله وسلم- برود و با صداي بلند اعلام کند که خلافت از او غصب شده است؟! و او از ديگران به آن سزاوارتر است چون او وصي پيامبر است؟!
چرا علي با اينکه فردي شجاع و دلير بود و ياوران و دوستداران زيادي هم داشت چنين نکرد؟!
(8) حديث کساء شامل چهار نفر از خانواده علي مى شود که تطهير شامل آنها مي گردد[5].
پس دليل شامل کردن ديگران در تطهير و عصمت چيست؟!
(9) شيعه از امام جعفر صادق – که به پندار آنها مؤسس مذهب جعفري است- روايت مي کنند که او با افتخار مي گفت: (ابوبکر دو بار مرا زاده است)[6]. چون نسب جعفر صادق از دو طريق به ابوبکر مي رسد: اوّل از طريق مادرش فاطمه بنت قاسم بن محمد بن ابي بکر.
و دوّم از طريق مادر بزرگش اسماء بنت عبدالرحمن بن ابي بکر، که اسما مادر فاطمه بنت قاسم بن محمد بن ابي بکر است. سپس مى بينيم که شيعه روايت هاي دروغيني از امام صادق ارائه مى دهند که او جدّش ابوبکر -رضي الله عنه- را مذمّت مي نمايد!
سوال اينجاست که چگونه امام صادق از يک طرف به جدّ خود افتخار مى كند، و از طرفي به او طعنه مي زند؟! و ممكن است چنين سخني از يک بازاري جاهل سر ‌زند، نه از امامي که شيعه او را فقيه‌ترين و پرهيزگارترين فرد دورانش مي‌ شمارند، و هرگز کسي او را مجبور نکرده که کسي را ستايش کند يا مذمت نمايد.
(10) مسجد الاقصي در زمان عمر -رضي الله عنه- آزاد شد، سپس در زمان رهبر سنّي مذهب صلاح الدين ايوبّي –رحمه الله- آزاد گرديد.
شيعه چه دستاوردهايي در طول تاريخ داشته‌ اند؟! آيا يک وجب از زمين را فتح کرده ‌اند، و آيا دشمني از دشمنان اسلام و مسلمين را عقب رانده ‌اند؟
(11) شيعه ادعا مي کنند که عمر -رضي الله عنه- با علي -رضي الله عنه- دشمن بوده است، اما مي بينيم که عمر وقتي که براي تحويل گرفتن کليد هاي بيت المقدس مي رود علي را به عنوان جانشين خود در مدينه مقرر مي‌ نمايد[7]؟! با اينکه اگر کوچکترين مشکلي براي عمر پيش بيايد علي خليفه خواهد شد!
پس اين دشمني کجاست؟!
(12) شيعه مي گويند: مهديشان وقتي ظهور مى كند طبق حکم آل داود فرمانروايي مي نمايد! پس شريعت محمد -صلى الله عليه وآله وسلم- که نسخ‌ کننده همة شريعت ‌هاست کجاست؟! كه در شريعت محمد -صلى الله عليه وآله وسلم- نص بر اين است كه بايد با دلائل و براهين قضاوت كرد.
(13) چرا وقتي مهدي ظهور مى كند با يهوديان و مسيحيان از در صلح و آشتي در مي آيد و عرب ها و قريش را به قتل مي ‌رساند؟!
آيا محمد از قريش و عرب نيست و همچنين طبق گفتة خودتان آيا ائمه چنين نيستند؟! يعني از عرب نيستند؟!
(14) شيعه معتقدند که ائمه در پهلوي مادرانشان هستند و از ران راست متولد مي شوند[8]!! آيا مگر محمد –صلى الله عليه وآله وسلم- که برترين پيامبران و والاترين انسانها بود، در شکم مادرش نبود و از رحم او بيرون نيامد؟!
(15) شيعه از امام جعفر صادق روايت مى كند که گفت: «صاحب هذا الأمر رجل لا يسميه باسمه إلاَّ كافر..».
«صاحب اين امر مردي است که کسي جز کافر او را اسمش صدا نمي زند …..»[9].
و از ابي محمد حسن عسکري روايت مي کنند که به مادر مهدي گفت: «ستحملين ذكرًا واسمه محمد وهو القائم من بعدي….». «بچه دار خواهي شد و بچه ات پسري است که اسم او محمد است و بعد از من امام قائم اوست…»[10].
آيا اين تناقض نيست؟! يک مرتبه مي گوييد هر کس مهدي را به نام او صدا بزند کافر است، و بار ديگر مي گوييد که حسن عسكري او را محمد ناميده است؟!
(16) شيعه در مورد فرموده الهي که مى فرمايد: ﴿يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ﴾. (الصف: 8). «آنان مي‌ خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش سازند».
از ابو الحسن روايت مي کنند که در تفسير اين آيه گفت: «يعني مى خواهند ولايت امير المؤمنين را سرکوب و خاموش کنند»، ﴿وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ﴾. (الصف: 8). «و مي گويد: يعني خداوند امامت را کامل مي گرداند و نور امامت است».
چنان که خداوند متعال مى فرمايد: ﴿فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالنُّورِ الَّذِي أَنْزَلْنَا﴾. (التغابن: «به خدا و رسول او و نوري كه نازل كرده‌ ايم ايمان بياوريد».
و مي گويد: سوگند به خدا که نور روز قيامت ائمه آل محمد مي‌ باشند[1].
سوال اينجاست که آيا خداوند نور خويش را با نشر و گسترش اسلام کامل گرداند، يا با دادن ولايت و خلافت به اهل بيت؟!
(17) فقط دو نفر از ائمه زمان خلافت را به دست گرفته اند علي و فرزندش الحسن –رضي الله عنهما- پس کامل گرداندن نور بوسيله ده امام ديگر کجاست؟!
و نص حديث رسول الله –صلى الله عليه وآله وسلم- را تكرار مى كنند و به احتجاج مي‌ ورزند به اينكه ائمه دوازه ائمة كه آنان «خلفاء» يا «ولاه أمر» يا «أمراء»؛ پس خلافت و فرمانروايى ده نفر بقيه كجاست؟
(18) بعضي از کتاب هاي شيعه از جعفر صادق روايت مي کنند، که زني از او پرسيد که آيا ابوبکر و عمر را دوست بدارم؟! جعفر صادق گفت: آنها را دوست بدار. آن زن گفت: وقتي به لقاي پروردگارم بروم به او مي گويم: که تو مرا به دوست داشتن آنها فرمان داده ‌اي؟! جعفر صادق به او گفت: بله»[2].
و روايت کرده‌ اند که مردي از ياران امام باقر وقتي ديد که امام باقر ابوبکر را صديق مي نامد تعجب کرد و گفت: آيا او را صديق مي گويي؟! باقر گفت: بله. صديق! هر کس به او صديق نگويد خداوند هيچ سخني از سخنان او را در قيامت راست نگرداند»[3].
از شيعيان مي پرسيم که نظر شما دربارة ابوبکر چيست؟
(19) ابوالفرج اصفهاني در مقاتل الطالبين[4] و الأربلي در کشف الغمّه[5] و مجلسي در جلاء العيون[6] گفته است ابوبکر بن علي بن ابي طالب با برادرش حسين -رضي الله عنه- در کربلا کشته شد، و همچنين يکي از فرزندان حسين که اسمش ابوبکر بود در کربلا به شهادت رسيد! (و محمد اصغر که کنيه اش ابوبکر بود).
پس چرا شيعه اين قضيه را پنهان مي ‌کنند؟! و فقط بر کشته شدن حسين تاکيد مي ‌نمايند؟!
علت اين است که اسم برادر و فرزند حسين ابوبکر است!! به اين خاطر از آنها ياد نمى شود. و اين چيزي است که شيعيان نمى خواهند که مسلمين و پيروان غافلشان آن را بدانند، چون اگر پيروانشان از اين مسئله آگاه شدند مي‌ دانند که شيعه در اينکه ادعا مي کنند که بين اهل بيت و بزرگان اصحاب و در رأس آنها ابوبکر دشمني و عداوت بوده است دروغ مي گويند.
چون اگر آن گونه که شيعه مي گويند ابوبکر -رضي الله عنه- کافر و مرتدي مي بود که حق علي و خاندانش را غصب کرده بود، اهل بيت اسم او را بر فرزندانشان نمي ‌گذاشتند!
و هر کس در اين فکر کند اين خودش دليلي است بر اينکه آنها با همديگر محبت و دوستي داشته‌ اند.
و چرا شيعيان از علي و حسين پيروي نمى كنند و اسم فرزندانشان را ابوبکر نمي گذارند؟!

6 پاسخ به “سوالاتی که باعث هدایت جوانان شیعه شد. بخش اول”

  1. سلام
    سوال هاتونواقعا مسخره است.
    کی گفته حضرت حجت فقط بخاطر ترس از ستمگران پنهان شدند؟
    آیا پیامبر آگاه نبودند که بلایی سر حضرت علی نمیاد؟
    این چرندایت چیه؟ خجالت نمی کشید؟
    کی سلی زد به دخترپیامبر؟
    شرم کنید.

  2. وعلیکم السلام: شمامیگویید سوالهاتون مسخره است. عجب است این سوالها چیزی است که تنهااتهام نیست بلکه چیزی است که ازکتابهای شماگرفته شده است که شماهمین چیزها را گفته اید. بازمی گویید که گفته حضرت حجت بخاطرترس ازستمگران پنهان شده است . وکی سلی زد به دخترپیامبر(شماکتابها منحوس خود را مطالعه کنید ازاین هم خرافات عجیبی خواهید دید. که مطئنم آخرخود شماخواهید گفت شرم کنید ای شعیان بااین خرافات وهزلیات که دارید میگید.

  3. اساس مذهب شیعه بردروغ وکنج کاوی است.

  4. سلام. برادرم چرا توهین می کنید؟! اگر خطا گفته ام مرا آگاه کنید چرا به توهین متوسل گشته اید؟ با دلایل محکم و مقنع مرا آگاه نموده و مطلبم را رد نمایید. در ضمن نمی دانم چرا شما گمان کرده اید من پیرو آقای مودودی هستم؟!!!!!! یا پاسخ دهید یا خاموش گردید. توهین، تهمت و فرار از پاسخ سنت پیامبر نیست. یادمان نرود! لطفا بگویید کجا به آقای محمد عمر سربازی تهمت زده ام؟ من بدون قیچی کردن مطالبش را آورده ام و آدرس کامل داده ام تا خواننده خود بنگرد. دست از تعصب بشویید و قبول کنید او گمراه و ناآگاه از قرآن بود.

  5. سلام و خسته نباشد:
    ای اف وب ماستر طراحی رایگان انجام میدهد.
    طراحی بنر , هدر , لوگو و کاور .
    همین امروز سفارش بدهید و سفارش تان را دریافت نمائید.
    منتظر هستیم

  6. i hate the shia people because they are not complet muslim i hate them

نوشتن پاسخ